غدیر، عید انسانیت

غدیر عید انسانیت است .

آن روز هدف نهایی از خلقت انسان بیان شد .
غدیر در روح ما و از طینت ماست .


با غدیر به دنیا آمده ایم، و با زلالش، که با شیره جانمان
آمیخته است، به ملاقات پروردگار خواهیم رفت .



آینده غدیر




در غدیر چشمان پیامبر (ص) دور دست هایی را می نگریست

که می بایست کشتی اسلام آن را طی کند تا هدف نهایی آن به ظهور برسد .


دست علی بن ابی طالب (ع) را گرفت و او را بلند کرد

و از همانجا او را به همه نسل های تاریخ نشان داد

و به عنوان جانشین خود معرفی فرمود .



الحمدلله الذی جعل کمال دينه وتمام نعمته بولايه مولا

اميرالمومنين علی بن ابی طالب عليهم السلام


عید ولایت و امامت مبارک باد

◕✿◕♥◕✿◕ شباهت شب عید غدیر با شب قدر ◕✿◕♥◕✿◕

شب عید غدیر از یک نظر شبیه لیله القدر است.
گاهی انسان به یکدیگر تبریک می گوید، یک شیرینی توزیع می کند؛

گاهی هم ممکن است چند رکعت نمازی که در کتاب های دعا
نوشته است، بخواند؛اینها بهره ضعیفی از عید ولایت است.

اگرمقداری جلوتر رفتیم، می بینیم راه بازتر است که ما

شب عید غدیر را شبیه لیله القدر بدانیم.


تجلّی همتائی قرآن و عترت (ع) در حدیث ثقلین

توضیح مطلب این است که: در جریان غدیر وجود مبارک رسول گرامی (ص) بعد از نصب وجود مبارک حضرت امیر (ع) این حدیث معروف ثقلین را خواندند. این حدیث را مکرر حضرت به اطلاع عموم مسلمانها رساندند که: انّی تارکم فیکم الثّقلین کتاب الله و عترتی.

بعد هم فرمود: اینها همتا وکفو همند. اگر خدای سبحان لم یکن له کفواً احد(۱)است، اما کلام او بدون کفو نیست، چه اینکه ولیّ او هم بدون کفو نیست.

خدا حتماً بی همتاست؛ کتاب او حتماً با همتاست، ولیّ او حتماً با همتاست. همتای قرآن کریم، عترت طاهرین است. فرمود: این دو ثقل از هم جدا نیستند و جدا نمی شوند. چه عدّه ای بگویند :

حسبنا کتاب الله(۲)، چه عدّه ای نگویند؛در هر حال اینها با همند. هم قرآن، جامعه را به عترت دعوت می کند، و هم عترت،مبیّنان و مفسّران و حامیان و مدافعان و مجریان حدود قرآن کریمند.


نه آنها از قرآن جدایند، نه قرآن از آنها جدا؛ انّی تارکم فیکم الثّقلین کتاب الله و عترتی لن یفتر قا حتّی یر دا علیّ الحوض (۳)، این اصل اوّل.





ابلاغ ولایت علی (ع) به عنوان همتای قرآن و خلاصه عترت طاهرین (ع) در حادثه غدیر

اگر عترت،همتای قرآن است، و اگر طلیعه عترت در غدیر پایه گذاری می شود، و اگر علی (ع) اوّلین عنصر طیّب و طاهر عترت است؛ و اگر این ۱۳ معصوم را بخواهید خلاصه کنید، یک جا به نام علی بن أبیطالب ظهور می کند؛ درباره این علی نیز وارد شده است:

یا أیّها الرّسول بلّغ ما انز ل الیک (۴). آنچه درباره ولایت و خلافت و امامت و همتائی علی با قرآن صادر شده است را به مردم ابلاغ بکن. این می شود اصل دوّم.

در موردعموم منزله؛ شما می بینید در فقه وقتی گفتند: رضاع، کار نسب را می کند؛ یک فقیه از عموم منزله بهره های فراوانی می برد. یک متکلّم، یک مفسّر، یک حکیم مجاز است که از این عموم منزله مطالب زیادی استفاده کند.

آن عموم منزله فقهی به عهده فقیه است؛ این عموم منزله به عهده متکلّم، حکیم و مفسّر.


اگر عترت، به منزله قرآن است، و اگر در غدیر،جریان ولایت عترت نازل می شود؛ و اگر شبی که قرآن نازل می شود، لیله القدر است و خیر من ألف شهر(۵)؛ چرا شب و روزی که ولایت و آیه بلّغ ما انز ل الیک نازل می شود؛ لیله قدر نباشد، روز قدر نباشد، خیر من ألف شهر نباشد ؟!

●.●*~*●.●------- دانستنی هایی در مورد عید غدیر خم ---------●.●*~*●.●


اشاره

رخداد غدیر در ذى‏الحجه سال دهم هجرى، تنها یک حادثه تاریخى نیست؛
غدیر، تنها نام یک سرزمین نیست، یک تفکر است؛
نشانه‏اى است از تداوم خط نبوت؛
چشمه‏اى است که تا پایان هستى مى‏جوشد؛
غدیر، روز اکمال دین، اتمام نعمت و موجب خشنودى خداست؛
روز بزرگ، روز گشایش و روز تکامل است؛
غدیر، نه تاریخ است، نه جغرافیا و نه روایت، بلکه ولایت است؛
پیشوند غدیر، رسالت است و پسوند آن، ولایت و امامت.




معنای غدیر
غدیردرلغت به معنای آبگیر است؛ گودالی در بیابان که آب باران در آن گرد آید.
در میان راه دو شهر بزرگ دنیای اسلام، مکه و مدینه، محلی است به نام «جُحفه» که در زمان رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ،
کاروانیان حج گزار در آنجا از هم جدا می‏شدند و به طرف دیار خود می‏رفتند.
در این محل، غدیر خم جای دارد. علت نام گذاری این غدیر به خم، آن است که آبگیر آنجا به شکل خُمِ رنگرزان بوده و برخی قبایل صحرایی،
گاه جامه ‏های رنگ کرده خود را در این آبگیر می‏شسته‏اند.


خلاصه واقعه غدیر خم
در سال دهم هجرت، رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به حج رفت و احکام آن را به مردم آموزش داد.
به هنگام بازگشت از مکه، در استراحتگاه جُحفه و در غدیر خم، به امر خدا مردمان را گرد آورد و در آن مجمع سترگ،
امام علی علیه السلام را به جانشینی خود به آنان شناساند و فرمود:
« هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست ».
البته جانشینی علی علیه السلام سال‏ها پیش در مکه و در جمع خاندان هاشم انجام گرفته بود،
ولی در غدیر، به اطلاع عموم رسید.



پیام غدیر
داستان غدیر از عظمت و ضرورت ولایت و ریشه‏ای بودن این مسئله خبر می‏دهد.
رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در آن هنگام و در زیر آن آفتاب سوزان.
آن همه جمعیت را برای چه نگه می‏دارد و چه پیامی برای‏شان دارد.؟
این پیام اساسی‏ترین پیام دین او بود و به راستی رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بر عظمت و ضرورت آن واقف بود،
که مردم را در آن گرمای سوزان نگه داشت و رسالت آسمانی خویش را به مسلمانان ابلاغ فرمود.



غدیر، خنثی کننده توطئه

آنچه می‏توانست همه نقشه‏های منافقان را یکجا خنثی، و اسلام را در چنان برهه حساسی حفظ کند،
تعیین جانشین پیامبر و اعلان رسمی آن بود، چنان که حضرت زهرا(س) در این‏باره می‏فرمایند:
«پیامبر در روز غدیر، عقد ولایت را برای علی علیه السلام محکم کرد».
غدیر خم منافقان را فلج کرد و مانع اجرای نقشه‏ها و توطئه‏های شیطانی‏شان شد.


تاج ولایت

پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله در غدیر خم عمامه خود را، که «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین علیه‏السلام
قرار دادندو انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت آویختند و فرمودند :
« عمامه تاج عرب است ».

خلاصه مکتب وحی

«غدیر» عصاره و نتیجه خلقت و چکیده تمام ادیان الهی و خلاصه مکتب وحی است و صرفا واقعه‏ای تاریخی نیست.
این نام مقدس، عنوان عقیده ما و اساس دین است. غدیر ثمره نبوت و میوه رسالت است
غدیر تعیین کننده خط‏مشی مسلمانان تا آخرین روز دنیاست.
غدیر ماجرایی سرنوشت‏ساز است که «خطبه غدیر» شاخص‏ترین و زنده‏ترین سند آن است.



غدیر؛ تداوم خط نبوت

واقعه غدیر خم که در آخرین سال زندگی رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رخ داد
و در آن علی علیه‏السلام به جانشینی آن حضرت صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برگزیده شد،
حادثه‏ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود.
غدیر تنها نام یک سرزمین نیست؛ یک تفکر است. غدیر، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوت خبر می‏دهد.
غدیر، نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه‏داران امامت است.
آری، غدیر خم یک سرزمین نیست؛ چشمه‏ای است که تا پایان هستی می‏جوشد؛
کوثری است که فنا برنمی‏دارد؛ و افقی است بی‏کرانه و خورشیدی است عالم‏تاب.


غدیر و سرنوشت اسلام

بدون شک واقعه غدیر خم، نقش سرنوشت سازی در تعیین مسیر آینده اسلام داشته است.
در این واقعه، پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مهم‏ترین مأموریت دوران پیامبریِ خود را به انجام رساند؛ مأموریتی که انجام آن،
به منزله رساندن پیام رسالت حضرت بود، و کوتاهی در مورد آن، به از بین رفتن زحمات چندین ساله ایشان می‏انجامید؛
چنان که خداوندمتعالی درآیه 67 سوره مائده می‏فرماید:

«هان ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است، تبلیغ کن و اگر چنان نکنی، پیام و رسالت او را انجام نداده‏ای
وخداوند تو را از مردم حفظ می‏فرماید
».



ولادت امام هادي(عليه السلام) مبارك باد

جرعه ای معرفت:


قالَ الامام علی النقی الهادی عليه السلام :

اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنيا دارَ بَلْوى وَالاْ خِرَةَدارَ عُقْبى ، وَ جَعَلَ بَلْوى الدّنيا
لِثوابِ الاْ خِرَةِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْ خِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدّنيا عِوَضاً


امام علی النقی الهادی علیه السلام فرموده اند :


فرمود: همانا خداوند، دنيا را جايگاه بلاها و امتحانات ومشكلات قرار داد؛و آخرت را
جايگاه نتيجه گيرىزحمات، پس بلاها و زحمات و سختى هاى دنيا راوسيله رسيدن
به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنيارا در آخرت عطا مى فرمايد.

تحف العقول ص 358


میلاد باسعادت پاکیزه‏ ترین خلق خدا،
معدن لطف و صفا،
موج بلند دریای رسالت،
گستره‏ی عظیم ولایت،
پیشوای «متوکل» ستیز،
پناه درماندگان،
حضرت امام علی النقی بر عاشقانش مبارک باد


ازوابستگی تاوارستگی


اکنون ابراهیم است و فرزند دلبند او،

فرزند انتظارهای طولانی، میوه دل او، پاره جگر او...
و فرمان حقّ: اسماعیلت را ذبح کن!

اسماعیل را هم‏چون قربانی، به قربان‏گاه ببر،
سرش را بر مذْبَح بگذار، کارد بر گلویش بنه، خونش را جاری ساز...
و بکش، بکش اسماعیلت را...

قربانی کن هر آن‏چه میان تو و حقیقت مطلق است،
به قربانگاه ببر هر آن‏چه را که میان تو و «او» فاصله می‏اندازد.

ای بت شکن تاریخ! اکنون... اکنون، اسماعیل،
فرزند دلبندت را به قربانگاه ببر!


ای ابراهیم؛ ای قهرمان توحید؛ ای آزموده؛
ای گذشته از آتش؛ ای برگزیده خدا؛ ای وارث رسالت؛
ای پیامبر پاکی؛ ای رسول روشنی! آنک آخرین آزمون بندگی است.

اسماعیل تو، جاه توست، مال و موقعیت
و مقام و شهرت و قدرت و مکنت توست.

اسماعیل تو دنیای توست و هر آن‏چه در دنیا به آن دل بسته‏ ای.
اسماعیل تو، نفس توست؛ اسماعیل، تویی؛
و تا از میان برنخیزی، به وصلِ حقّ نمی‏رسی.

پیرمرد یک عمر، بار انتظار فرزند به دوش کشیده بود؛
سارا را توان فرزند آوردن نبود.


در نشیب حیات، ناباورانه، فرزند را از هاجر جُست،
و شگفتا که یافت؛

و اینک پس از سال‏ها انتظار و رخ نمودن ابرهای تیره نومیدی،
خورشید میلاد اسماعیل، آتش در نهادِ شبستان سرد او نهاده بود.

صدای پای عید می آید.

عید قربان عید پاک ترین عیدها است

عید سر سپردگی و بندگی است.

عید بر آمدن انسانی نو

از خاکسترهای خویشتن خویش است.

عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است

که به قرب الهی رسیده اند.

عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است

عید برعاشقان مبارک باد عاشقان عیدتان مبارک باد

اعمال شب و روز عيد قربان


اعمال شب و روز عيد قربان


شب دهم از ليالى متبركه و از آن چهار شبى است كه احياء آنها شايسته است و درهاى آسمان در اين شب بازاست و سنّت است در آن زيارت امام حسين عليه السلام و دعاء يا دائِمَ الْفَضْلِ عَلىَ الْبَرِيَّةِ روز دهم روز عيد قربان است و بسيار روز شريفى است و اعمال آن چند چيز است.

اوّل غسل است كه در اين روز سنّت مؤكد است و بعضى از علماء واجب دانسته اند.

دوّم نماز عيد است به همان نحو كه در عيد فطر ذكر شد لكن در اين روز مستحب است كه افطار بعد از نماز از گوشت قربانى شود.

سوّم خواندن دعاهائى كه وارد شده پيش از نماز عيد و بعد از آن و در اقبال ذكر شده و شايد بهترين دعاهاى اين روز دعاى چهل و هشتم صحيفه كامله باشد: اَللّهُمَّ هذا يَوْمٌ مُبارَكٌ و دعاى چهل و ششم را نيز بخواند يا مَنْ يَرْحَمُ مَنْ لا يَرْحَمُهُ الْعِبادُ

چهارم خواندن دعاى ندبه است

پنجم قربانى است كه سنّت مؤ كّد است

ششم خواندن تكبيرات است براى كسى كه در منى باشد عقيب پانزده نماز كه اوّلش نماز ظهر روز عيد است وآخرش نماز صبح روز سيزدهم و كسانى كه در ساير شهرها هستند بخوانند عقيب ده نماز از ظهر روز عيد تا صبح دوازدهم و تكبيرات اين است :

اللّهُ اَكْبَرُ اللّهُ اَكْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُاللّهُ اَكْبَرُاللّهُ اَكْبَرُ ولِلّهِ الْحَمْدُ اللّهُ
خدا بزرگتر از توصيف است .... معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر است ... و ستايش خاص خدا است

اَكْبَرُ عَلى ما هَدانا اَللّهُ اَكْبَرُ عَلى ما رَزَقَنا مِنْ بَهيمَةِ الاْنْعامِ
خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائى كرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزى ما كرد از چهارپايان انعام (شتر و گاو و گوسفند)

وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلى ما اَبْلانا
و ستايش خاص خدا است براى آنكه آزمود ما را

و مستحب است تكرار اين تكبيرات عقب نمازها به قدر امكان و خواندن بعد از نوافل

منبع: مفاتیح الجنان